مدح و ولادت حضرت ابالفضل العباس علیهالسلام
آغـاز میکـنـم سـخـنـم را به نـام ماه دم میزنم دوباره ز لطـف مـدام ماه سر میزنم به دور سرایش تمام سال شعبان که میشود به خدا در تمام ماه خیره به دست رازق باب الحـوائجـم چون دستگیری است فقط در مرام ماه فردا که میرسد همگی غبطه میخورند هم اولـیـاء و هم شـهـدا بر مقـام ماه در سجده خواستم که در این شام با شکوه خاک سرای دوست شوم یا غلام ماه دار و نـدار خود همه را بذل میکنم هر بـنده را مـرید ابالـفـضل میکـنم تا که صدای شیـر دلاور شـنـیده شد لـبـخـنـد بـر لـب اســدالله دیــده شــد تبریک را به حضرت اُم البنین بگو کوه ادب ز کــوه ادب آفــریــده شــد با صد امید ارمنی آمد به مجـلـسـش عباس مشتری است، یقین کن خریده شد این چشم کال ما به نـوایی نمیرسید با آب مشک حضرت ساقی رسیده شد کف میزنیم و باز کمی گریه میکنیم دیوانـگـی ما به کـجـاهـا کـشـیده شد دینم کنار مـاه فقط کامل است و بس صحن دلم به نام ابوفاضل است و بس عمری دخیل و سائل کاشانهات شدیم مست از سبوی کوثر میخانهات شدیم از بس به ما بزرگی و شوکت رساندهای معتاد بر مـواهـب پـیـمـانـهات شـدیم ما پستها کجا تو کجا پس خودت بگو اصلا چه شد که ما همه دلدادهات شدیم؟! حاشا به تو اگر که مریض از درت رویم امشب که جمع، بین شفاخانهات شدیم آتش بزن تو این همه پَر را کنار خود حالا که شمعی و همه پروانهات شدیم بالای کعبه خطبه بخوان بندهات شویم ما آمـدیـم تـا که پـنـاهـنـدهات شـویـم در کـاروان عـشـق سـپـاه عـقـیلهای این روزهـا محـافـظ راه عـقـیـلـهای در لفظ عام اگر چه که ماه قـبـیلهای اما علی الخصوص تو ماه عـقیلهای در این مـسـیر قـوت قـلـب رقـیـهای در این مسیر ضربِ سلاح عقـیلهای فکر کسی به هتک حریمش نمیرسد تا عـلـت شـکـوه نـگـاه عــقــیـلــهای گیرم که روی نیزه رَوی باز حیدری در مـجـلـس یـزید، پـنـاه عـقـیـلـهای ای تو رکـاب زینـت بـیت ابـوتـراب آبی بریـز، تـشـنه شده کـودک رباب |